نویسنده:

درخت همیشه پرستو رو دوست داشت.
از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشست, دوستش داشت.هر روز صبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارم" اما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به همه میداد,درخت هرچی سعی میکردبه پرستو بگه دوستش داره چیزی جلوشو میگرفت .شاید خجالت .
خودش هم نمیدونست اون چیه.
فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.
"فردا حتما بهش میگم"
ولی باز هم فردایی دیگر...
یک روز از سرما به خود لرزید. ...... بغض گلوشو گرفت , انگار یخ زده بود ,نه از سرما.
پرستو رفته بود.
برچسب ها:
دوستت دارم،
دوست دارم،
() نظرات
نویسنده:

صدای قلبم را میشنوم. . . .
آنچنان با سرعت می تپد که انگار از پی مسابقه ای می آید . . .
هرگز اینچنین قلبم تیر نکشیده بود.
این تو بودی که قلب کوچک مرا شکستی و به دنبال شکسته بند هم نرفتی.
اصلا قلب من برای تو ارزشی ندارد . . .
پس تو را به خیر و مارا به سلامت.
سایه
برچسب ها:
صدای قلبم - عشق - بی وفایی،
() نظرات
نویسنده:

To fall in love
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach .
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و
بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
To laugh .......laugh. .........and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends.
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی .......
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد
************ ****
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.
(چارلی چاپلین)
برچسب ها:
زندگی از نگاه چارلی چاپلین،
() نظرات
نویسنده:

پرسیدم ...
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .
پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ... :
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند .
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
زلال باش ... ، زلال باش .... ،
فرقی نمیكند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در توست .
() نظرات
نویسنده:

سلام به همه دوستای خوب و مهربونم
خیلی وقت بود نبودم . . . دلم واسه همه چیز و همه کس تنگ شده بود
مخصوصا برای سایه . . .
این پست واسه اینه که یه سلام دوباره بهتون گفته باشم و دوباره شروع کنم ولی این بار با امید و ایمان . . .
اول ایمان به اینکه خدایی که اون بالاست صدای ما رو میشنوه و تو تنهایی هامون مراقبمونه . . .
دوم ایمان به اینکه هرچیزی که بخوایم می تونیم به دست بیاریم و این ما هستیم که کائنات رو مجبور به اطاعت از فرمانون می کنیم . . .
فقط باید فرمانی که میدیم مثبت باشه تا هرچی که می خوایم بدست بیاریم....
فراموش نکنیم که کائنات به اون چیزی که احساس می کنیم پاسخ میدن نه اونچیزی که فکر می کنیم....
سوم ایمان به اینکه هیچ کس منو فراموش نکرده و دوستای خوبم همیشه بهم لطف دارن.....
من دوستون دارم
() نظرات
نویسنده:
زمانی درد دل با کوه می کردم
تمام غصه ها را من به گوش کوه می گفتم
تمام لحظه هایم را به امید نگاهش خاک می کردم
و عمری در پی لبخندی از کوهی گذر کردم .
زمانی با چکاوک راز می گفتم
تمام زندگی را من برایش فاش می کردم
تمام عاشقی ها را برایش باز می کردم
و من عمری برای بی ثمر یاری هدر دادم .
و من اکنون تمام غصه ها را روی کاغذ می نویسم
تمام اشکها را من ، به رویش می چکانم
تمام لحظه ها را من ، برایش باز می گویم
تمام عشق و نا مردی ، ز قلبش باز می جویم .
و می دانم در این دنیای نامردی ، چو کاغذ من نمی یابم
و کاغذ بهترین یار دل غمگین من باشد
و کاغذ یارو غمخوار دلم باشد
و کاغذ همدم شبهای تاریک عدم باشد .
و کاغذ راز تنهایی دلم را خوب می داند
و کاغذ شمع شبهای دلم باشد
و کاغذ همدمم باشد
و می گویم در این آخر ، که کاغذ یاورم باشد .
سایه
() نظرات
نویسنده:
سلام به همه دوستای خوب و دوست داشتنی خودم که همسشه همراهم بودنو تنهام نذاشتن . . .بچه ها دلم خیلی گرفتهکاش می دونستی چی داره تو دلم می گذره ولی خودمو زدم به اون راه تا کسی نفهمه دردم چیه...خدا یه بار تو اوج نا امیدی . . . در حالیکه به برگشتن عشقم هیچ امیدی نداشتم و همه چیز تموم شده بود یه لطف بزرگ بهم کرد و عشق آسمونیمو دوباره بهم امانت داد . . .ازش ممنونم واسه اینکه یه فرصت دوباره واسه با هم بودن بهمون داد ولی این اتفاق دوباره داره میفته و 20 اردیبهشت عزیزترینم داره دوباره میره . . . و برگشتش با خداست.از خدا می خوام که خوب شه حتی اگه ما به هم نمیرسیم . . .خدایا سلامتیشو بهش برگردون . . . فقط تویی که می تونی.خدایا همینکه عشقم هست و می دونم داره نفس می کشه و سالمه واسم یه دنیا ارزش داره . . . خدایا این نعمتو ازم دریغ نکن.خدایا خیلی دوست دارم و داشتم و امیدم بهت از روزیکه دوباره برگشت خیلی بیشتر شد والان میدونم که به جز تو از هیچ کسی هیچ کاری بر نمیاد و هر اتفاقی با اراده تو پیش میاد پس نا امیدم نکن.خدایا من آدم خود خواهی نیستم و از تو رسیدنمونو به هم نخواستم و فقط می خوام که اون سالم باشه . . .دوستای خوبم ازتون خواهش می کنم واسه عشقم دعا کنید که سالم برگرده و رفتنش بی نتیجه نباشه . . .
سایه
() نظرات
نویسنده:
این شعر از خودمه... اگه لطف کنید نظر بدین ممنون می شم
صدای نم نم باران چنان آشفته ام کردهکه گویی آسمان بغضی غمین داردطنین غرش و طوفاندلم را همچو آهن می گدازد.. . . و این خشم خداوند استآیا خفته اید اندرمیان جهل و بی مهری؟؟؟چنان در حسرتم گوییزمین حرفم نمی فهمد.چنان اندوه راه دیدگانم بستکه گویی سنگ در راهی کمین کرده.همه گویند غمگینی . . .چرا دردم نمی پرسند ؟ ؟ ؟. . . و این مردم چرا در اوج بی مهریسخن از عشق می گویند ؟ ؟ ؟اگر اکنون چنان خاکستر قلبم فراری شد. . .برای باد و باران غصه بردن سهل باشد.نمی دانم چرا بارانتمام این بدبها را نمی شوید .ولی می دانم این غم را که عشقی پاک چون باران فقط رویاست.
() نظرات
نویسنده:
به نکتههاى زیر توجه کنید: اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، یا گرسنگى در امان بودهاید، وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است. اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس دارید، اگر تختخواب و سرپناهى دارید، در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید، شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید، طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید، طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند، طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود، و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است
برچسب ها:
خوندنی . . .،
() نظرات
نویسنده:

این شعرو برای عشق مهربونم که تقدیر داره مارو از هم جدا می کنه
گفتم.
براش دعا کنید . . .
مهربانم:
از برای شوق دیدارت رمیدم
مثال یک پرستوی مهاجر من پریدم
به شوق دیدن رویت به شهر تو رسیدم
الا ای عشق جاویدان چه دیدم !
تورا دیدم که بوسیدی دل تنگم
تورا دیدم خشک گشتم گویی از سنگم
تو گشتی در تمام زندگی آن آسمان هفت رنگم
نرو یارم که بهر آن نگاهت سخت دلتنگم.
مرا در این پلیدی ها رها کردی
دلم را با دل این آدمکها آشنا کردی
مرا از بین عشاقان صدا کردی
نگاه اشکبارت را با نگاهم همصدا کردی.
تو آن عشقی که هرگز از دلم پر نمی گیرد
تو آن زخمی که درمانی نمی گیرد
تو آن موج خروشانی که آرامی نمی گیرد
تو آن خورشید تابانی که رسوایی نمی گیرد.
تو را ای بهترین یارم درون سینه ام دارم
برای رفتنت گاهی ز این تقدیر بیزارم
تو گل بودی ولی انگار من خارم
تورا هرگز نخواهم برد از یادم بهترین یارم
برچسب ها:
شعر سایه،
() نظرات
نویسنده:
سلام به تو مهربونم
سلام به تو که تمام لحظه های با تو بودنم رو برام
خاطره کردی
سلام به تو که جز سلام حرفی بینمون نیست
سلام به تو با آرزوی هزاران سال سلامتی.
عزیز مهربونم:
کاش می دونستی تحمل دوریت چه عذابیه برام
کاش می دونستی آرزو می کنم تمام لحظه هام نباشن اما تو باشی
کاش می دونستی . . .
بگذریم... بیا این دم آخری حرفای خوب خوب بزنیم.
دوستت دارم دوستت دارم دوست دارم عاشقونه بی بهونه
آرزو می کنم از ته ته ته دلم آرزو می کنم همیشه شار باشی و بخندی
و آرزو می کنم همیشه سالم و سلامت باشی و عاشق.
ولی خودمونیما عزیزم:
این دم آخری خوب حالمونو گرفتی. دلم شکست ولی چون خیلی برام مقدسی سماجت کردم.
آدم هیچوقت دوست نداره چیزای با ارزششو ازش بگیرن.
عزیزم خواهش می کنم منو از خودت بی خبر نذار. خواهش می کنم. منم حتما بهت ایمیل می دم.
همیشه دوستت دارم و قسم می خورم که هیچوقت فراموشت نمی کنم.
راستی
پونزدهمین ماهگرد عشق قشنگمون مبارک.
برای کادوی این جشن قشنگ برات یه شعر گفتم قشنگترین ستاره زندگیم.
اسمش هست :
تو را هرگز نخواهم برد از یادم بهترین یارم
برچسب ها:
دلنوشته های سایه،
() نظرات
نویسنده:



سلام
اسم من سایه است
22 سالمه و دانشجوی رشته مدیریت دولتی هستم.
من هر از گاهی یه چیزایی از رو دلتنگی می نویسم که اونارو براتون تو این وبلاگ میذارم و امیدوارم که به دلتون بشینه چون میگن هرجه از دل براید لاجرم بر دل نشیند.
امروز دلم خیلی گرفته.نمی دونم چمه! یعنی میدونما ولی هیچ کاری از دستم بر نمیادو نمی تونم هیچ کمکی به خودم بکنم.
6روز دیگه بهترین دوست و همدمم... کسی که آرامش زندگیمو بهش مدیونم... کسی که عاشقشم واسه همیشه از پیشم میره . . .
خیلی تحملش سخته
کاش بتونم تحمل کنم
و فقط از ته ته ته دلم براش آرزوی سلامتی میکنم و بهش می گم:
همیشه هرجا که باشی حتی دورترین نقطه دنیا
دوستت دارم و هرگز فراموشت نمی کنم
همیشه توی دلم یه جایی واسه تو هست.
خدا به همرات عشق مهربونم
برچسب ها:
دلنوشته های سایه،
() نظرات
نویسنده:
شاید بجوییدم
در یک هوای سرد
در یک شب تاریک
اما به جز سایه ، چیزی نمی یابید .
سایه چکاوک نیست
خورشید و دریا نیست
تاریکی نور است
در بین تاریکی ، یک شکل موهوم است .
سایه نمی میرد
در یک جدال سخت
سنگ صبور است و
عمری نمی داند .
سایه دلش خون است
از دست نامردی
از دست بی مهری
اما نمی گرید .
سایه پشیمان است
از مهربانی ها . . . صداقت
می داند او هرگز
دنیا ندارد رحم .
سایه زمین خورده
در اوج تنهایی
اما نمی ماند
در حسرت یک عشق رویایی .
شاید نبینیدش
اما میان وهم
در یک سکوت سخت
شاید بیابیدش .
سایه زمینگیر است
اما دل سایه
لبریز امید است .
سایه نمی داند
باران چه هنگام است
خورشید می خندد
یا ابر گریان است .
سایه به این فکر است
عاشق دگر مرده
در حسرت عشقی
کز آتش جان است .
() نظرات
نویسنده:
اسم من سایه
سرپناهم خورشید
اشکهایم باران
چشمهایم پر خون
و دلم سوخته در آتش جان .
***
سایه ای موهومم
در میان ظلمت
اشک سرد فریاد
آتش بی شعله
و ستاره ، گل شبهای من است .
***
قلب من تاریک
سینه ام پر درد
خنجری در دل
شعله هایی خاموش
همه هستی من خاموشند .
***
سور و سازی ساکت
چهره هایی مخفی
چشمهایی بسته
وصدایی خاموش
و همه باز تماشاگر احساس منند .
***
هیچکس با من نیست
درد دل می پوسد
عشق من می میرد
اشک من می ریزد
و کسی راز نگهدار دل سردم نیست .
***
یک چراغ خاموش
یک شب طولانی
سایه ای نورانی
چهره ای پنهانی
و بدانید که سایه ، طرح یک فانوس است .
نظر یادتون نره
برچسب ها:
شعر سایه،
دلنوشته های سایه،
شعر های دیگران،
متن ادبی،
() نظرات